هر کدوم از ما در زندگی برای خودمون حریم خاصی رو تعریف می کنیم . یه محدودۀ اختصاصی که در بعد کوچکتر ، محیط پیروامونمون رو با شعاع کم در بر می گیره و در طیفی وسیعتر، با توجه به خصوصیات شخصیتی و تعاملات اجتماعی ، شعاع این محدوده بزرگ و بزرگتر می شه!
به هر حال تجاوز در هر حالتی زشته، اونم .......به حریم شخصی دیگران!!
اما وقتی در کشور بی درو پیکری مثل ایران با امکانات عصر بوقش زندگی می کنی ، خواسته یا ناخواسته وجود افرادی که از لحاظ اخلاقی برات غیر قابل تحملند ، در این حریم شخصی، عادی و تکراری می شه و اینجاست که سیاستهای موزیانه و زیرکانۀ افراد به اوج خودش می رسه . باور نمی کنید؟! نمونش مورد پایین:
ساعت اوج ازدحام، 7:00 ، واگن خانمها
خانم (1) انگار امروز خیلی عصبانیه، کل صورتش قرمز شده و از گوشاش اینه هو دودکش دود می زنه بیرون! ![]()
احتمالا بدجوری از شلوغی جمعیت کلافه شده و شدیداً از کمبود فضا و فشار می ناله. دیگه کار از کار گذشته و حتی نگاههای کنایه دار و زمزمه هاو شکایتهای یواشکیش ، چاره ساز نیست.امان از این تقلا زدنهای الکی!! خانم مذکور برای فرار از این وضعیت که انگار به هیچ وجه با مزاجش سازگار نیست، گیر می ده به خانم (2) خانم بغل دستیش که خانم شما که دهنت بوی سیر می ده چرا وارد مکان عمومی می شی؟!
حالا منو می بینی چشمام درشت شده و از تعجب دقیقاً بالای سرم وجود دو عدد شاخ رو حس می کردم! چرا؟!! ![]()
خوب خانم (2) از ایستگاه گلشهر تا ایستگاه صادقیه کنارم نشسته بود و با هم به اصطلاح چایی نخورده پسر خاله شده بودیم و کلی هم گپ زدیم اما من با اینکه وره دلش نشسته بودم هیچ بوی بدی استشمام نکرده بودم.موضوع جالب شده بود دو حالت وجود داشت : 1- حس بویاییم مشکل داشته باشه که بعید بود چرا که بوی گند ادکلن که چه عرض کنم گلاب خانم کناریمو حس می کردم 2- این یه توطئه پلید برای ایجاد فضا بوده باشه و عملاً بوی سیری وجود نداشته باشه که این حالت گرچه تلخ اما برای من خوشایند بود چرا که سیاست زیرکانه ای به نظر می رسید!
خیلی دوست داشتم از آب گل آلود ماهی بگیرم اما تر جیح دادم منتظر بمونم و عکس العمل خانم (2) رو تجزیه و تحلیل کنم.
داستان به اینجا ختم شد که خانم (2) که فوق العاده متین و با وقار به نظر می رسید کلی خجالت کشید و همه حرفش رو در یک جمله کوتاه، مختصر، مفید خلاصه کرد و اون اینکه « خانم من سیر نخوردم » اما انگار خانم (1) از دنده چپ بلند شده بود، ول کن ماجرا نبود و مدام غر می زد تا جاییکه طفلکی خانم (2) در عین ناباوری با وجود اینکه حتی جای پا واسه ایستادن نداشت در بدترین شرایط ازش فاصله می گیره و با اینکارش عملا به همه ثابت می کنه که مشکل از اون بوده !
حالا استدلال گیلی خانم:
واقعاً که! این خلق دوپا بخاطر حفظ موقعیت خودش، حتی به قیمت خورد کردن شخصیت یکی دیگه، چه کارا که نمیکنه!
با اینکه از سیاست خانم (1) خوشم اومد اما براش شدیداً متاسف شدم ، چرا که می تونست از استعدادها و راهکارهای موزیانش در جای دیگه و به نحو دیگه ای در جهت مثبت استفاده کنه!
در صد تاسفم برای خانم (2) چند برابر بود چرا که در عین بی گناهی خیلی راحت از حق مسلمش گذشت و سکوت اختیار کرد!
من نمیدونم مشکل چیه و از کجا نشأت گرفته؟! از فرهنگ نادرست اجتماع ؟! از ناهنجاری های شخصیتی افراد؟ از سیاست غلط و بی لیاقتی دولتمردان در تخصیص امکانات رفاهی؟ از رکود اقتصاد؟ از.....؟
از چیه که ما تو سری خور با قی موندیم و هنوز یاد نگرفتیم از حق خودمون دفاع کنیم؟